Reshtia

Monday, May 20, 2013 15:59

 

د جولای ۲، ۲۰۱۲ کال

هدیه

  محمد  مهدی   هدایت   خواجه عمری
 فنلاند    تامپره

دیګر چی خواهی ازین تن، که تاب رفته ز من

ز بس که غصه بی خوردم،شباب رفته  زمن

به یاد زخم تنت ،تا سحر فشاندم اشک

دو چشم به هم نه زدم ،خواب وآب رفته زمن

به عشق و مهر تو  روزی که باز یابم تو

امید من به تو باشد، رعاب رفته  ز من

جمال وحسن تو را هر کس که می برسد

چسان  زحسن تو ګو یم، جواب رفته زمن

زبس که تیر عدو جا ګرفت به سینه تو

ز هر طرف  شمرم ،ان حساب  رفته زمن

فتاده قامت سروت به روی خاک سیاه

به صورت وبدنت کوفت،عصاب رفته زمن

به اشک  دیده بی شویم غبار غم ز تنت

کشم به شعر جفا ها خطاب رفته زمن

ګلوی بغض زده ات ، بوسه میدهم از مهر

دهم شرح حوادث، نصاب رفثه زمن

کدام درد تو ګویم، وطن به قربانت

به زیر چترو فضایت شتاب رفته زمن

از آن ،مییان منو دشمنان خون آشام

جز انتقام تو دل شد کباب رفته زمن

من وبرادر و خواهر به یاری ات مادر

کمر ببندیم  وبیم ها به خواب رفته زمن

سر ودو چشم هدایت  فدای خاک  وطن

دیګر  چی هدیه  دهم، در  ناب رفته زمن


islamdilchasproghtiakhabariamakalaikor
taglara
kitabtonshirona
ariki
Copyright©: Reshtia 2012